جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۹ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید محمدرفیع حاتمی

در سال 1313 در خانوادهای متدین و دیندار به دنیا آمد.

با وجودی که در آن زمان شرایط کافی برای تحصیل وجود نداشت، اما او خواندن و نوشتن را فرا گرفته بود. متأهل بود و دارای 9 فرزند، 4 پسر و 5 دختر بود و شغلش کشاورزی بود. یک ماه قبل از شهادت، همسر شهید دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق شتافت. اما او با  این وجود از یاد جبهه و مبارزه در راه حق غافل نبود و با اراده آهنین راه میدان نبرد را پیش گرفت و در صف سپاهیان اسلام و دوشادوش جوانان وطن تا آخرین نفس از حریم و ناموس کشور خود دفاع کرد.

سرانجام در روز 24/11/64 براثر اصابت ترکش به بدن مبارکش در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید و پیکر مطهرش در قبرستان روستای کول فرح به خاک سپرده شد تا میعادگاهی برای عاشقان شهادت و ولایت باشد.

وصیتنامهی شهید محمدرفیع حاتمی:

(اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است میبوسم و بر این بوسه افتخار میکنم).  امام خمینی  

(مپندارید که شهیدان راه خدا مردهاند، بلکه ایشان در پیشگاه خدای خود روزی میگیرند). افتخار و درود خدا بر پیامبران از آدم تا خاتم(ص) و بر ائمهی اطهار(ع) و بر منجی عالم بشریت امام عصر مهدی موعود(عج) ارواحنا الفدا و بر نایب پیامبرگونهاش امام امت، این سلالهی پاکش خمینی کبیر و افتخار و درود خدا بر شهدای صدر اسلام از شهدای خلقت انسان تا شهدای کربلای حسین(ع) و از شهدای کربلای حسین(ع) تا شهدای گلگونکفن ایران که ایثارگرانه جنگیدهاند و شهید شدند. و افتخار و دورد خدا بر رزمندگان پرتوان اسلام که از هیچ چیز به جز الله بیم و هراس ندارند و آرزوی کربلا را دارند و سلام گرم بنده بر شما امت حزبالله و همیشه در صحنه ایران و خانوادهی محترم شهدا و شما خانواده محترم و صبورم اکنون که قلم بر دست دارم و مینگارم نمیدانم از کجای اسلام شروع کنم. زبانم عاجز و قلم ناتوان است که بتوانم حتی گوشهای از اسلام را بیان کرده باشم. در هر صورت بنده محمدرفیع حاتمی فرزند لطفعلی اهل شهرستان ایذه روستای کول فرح وصیت خود را شروع میکنم البته صحبتهای بنده برای خود نصیحت باشد و برای شما تذکر میباشد. بنده از آن موقع که جنگ شروع شد خیلی آرزو داشتم که به جبهه بیایم و خلاصه اینکه در مورخه 27/5/64 به جبهه اعزام شدم و تا حال که خود را برای شهادت آماده کردهام از هیچگونه خدمت در راه خدا دریغ نکردهام و از خدای بزرگ میخواهم که مورد قبول واقع شوم و اما ای پسر عزیزم! علی مردان، تنها امید خانوادهی من به شماست و باید تو بعد از من هم ادامه دهنده ی راه من باشی و هم سرپرست خانوادهات باشی و دیگر اینکه اگر خداوند توفیق شهادت را به بنده عطا فرمود امیدوارم که هزینه فاتحهخوانی مرا خیلی ساده بگیرید تا خدای نکرده اسرافی به وجود نیاید تا خداوند از همه ما راضی باشد و دیگر اینکه باید برای بنده ناراحت نشوید، زیرا تنها باید فکر مرا درنظر نداشته باشید. سرپرست همهی ما علی(ع) و فاطمه(س) است و آخرین تذکر بنده در زمینهی وصیتنامه من این است که آن را بر سر مزارم بخوانید و سپس تحویل امام جمعهی ایذه بدهید دیگر وقت شما را نمیگیرم.    

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی