جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید علی جمعه فرهادی

شهید علی جمعه فرهادی

اول فروردین ماه  1338 در روستای نورآباد ایذه و از خانواده ای مومن و آشنا با مفاهیم دینی چشم به جهان گشود.

 پدر ایشان که فردی مؤمن، قاری و مدرس قرآن کریم بود در ایشان چیزی می دید که دیگران نمیدیدند. وقتی که قنداق نوزاد را نزد پدر آوردند ایشان برخواست و با احترام فرزندش را در آغوش گرفت و به گوشه ای رفت و نجوا کرد. وقتی ملاقات پدر و طفل به طول انجامید یکی از اعضای خانواده به سراغ پدر و کودک رفت پدر را در حالی که کودک دلبندش را به سینه چسبانده بود وگریه میکرد، مشاهده کرد.  او با دیدن این صحنه به نزد سایر اعضای خانواده برگشت و ماجرا را برای آنها بیان کرد سپس همگی دور کودک خردسال جمع شدند. مادر خطاب به شوهرش گفت: «آیا فرزندم عیب یا بیماری دارد که این چنین برایش دلسوزی می کنی و اشک می ریزی؟» پدر گفت: «نه». دیگری سؤال کـرد: « پس دلیل گریهات چیست؟ پدر لحظاتی در فکر فرو رفت سپس در جواب او گفت:« من درباره این کودک چیزی میدانم که شما نمی دانید، همگی به او اصرار کردند: «پدر، ما را از این موضوع آگـاه کنید» پدر گفت: " این پسر، در اوج جوانی در راه رضای خدا به پیروی از فرزند رسول خدا (ص) به شهادت میرسد..."

 آثار رستگاری و سعادتمندی در سیمای معصومانهی این کودک نمایان بود و چهرهی پاک و معصومش همه را به سوی خود جذب می نمود. پدر همیشه برای فرزندش احترام خاصی قائل بود.  علی جمعه پدر خود را در شش سالگی از دست داد اوتحصیلات ابتدایی را در دبستان نورآباد گذارند و به علت تیزهوشی و اخلاق پسندیده همواره نزد معلمان و محصلان احترام خاصی داشت.

تحصیلات راهنمایی را درمدرسه ی اسدی ایذه سپری نمود و بعد در دبیرستان ایذه موفق به اخذدیپلم در رشتهی اقتصاد شد.

سال چهارم دبیرستان بود که حضرت امام، دستور دادند به نشانه اعتراض به رژیم ستم شاهی پهلوی، مردم به خیابان ها بیایند. ایشان از آن زمان وارد فعالیت های مبارزه با رژیم طاغوت شدند. و سایر دانش آموزان را نیز برای پیوستن به جریان انقلاب، تشویق و راهنمایی میکردند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و زمان از هم پاشیدن که منجر به فرار نیروهای وابسته به شهربانی و تصرف آن بدست  مردم شد. شهیدفرهادی همراه تعدادی از جوانان انقلابی شهرستان ایذه ضمن محافظت از اموال شهربانی  جهت حفظ امنیت و نظم عمومی شهر، شهربانی را راه اندازی کردند و امنیت شهر را به دست گرفتند. سپس در تشکیل سپاه پاسدارن نیز حضوری فعال داشت و با شروع جنگ تحمیلی  وارد بسیج گردید.

در دهم آبانماه سال 1360 جهت دفاع از انقلاب اسلامی وتمامیت ارضی کشور وارد جبهه نبرد شدند و به مقابله و مبارزه با  رژیم بعثی عراق پرداختند. او توانایی و مهارتهای خود را با انجام مأموریت های بسیار سختی را از خود به نمایش گذاشت و بارها درکمین ها و عملیات ها همراه  افراد تحت فرماندهی خود هنگامه به پا کرد و با وجود کمبود امکانات و ادوات جنگی محدود، جان فشانی و حماسه آفرینی کرد.

یک بار برادر شهید فرهادی، طی نامهای که خطاب به برادر نوشته بود، از ایشان درخواست کرد تا کمتر خود را به خطر بیندازد و  بیشتر مواظب خود باشد. او نیز  درجواب نوشت: "برادر، شما که نمیدانید اینجا چه خبر است، اینجا سراسر عشق و شهادت است و فاصله ما با امام حسین(ع) یک قدم است شبهایش شب قدر است و روزهایش مانند کربلاست و شهادت آخرین مرحله تکامل انسان است..."

و سرانجام در یکشنبه، هشتم  دیماه 1360 عملیات طریقالقدس آغاز شد. در همین عملیات بود که بستان و 70 روستای اطراف را که در اشغال بود، از وجود دشمن پاکسازی شده بود، دشمن که تلاش میکرد مناطق فوق را مجدداً پس بگیرد، با انبوهی از تانک های زرهی حمله ور شد علی جمعه فرهادی درحالی که آرپیجی به دست داشت و تنها 6 موشک آرپی جی همراه خود و کمکش داشت با یاران وداع کرد و میان نیروهای خودی و دشمن قرار گرفت و با پنج موشک، پنج تانک دشمن را شکار و منهدم کرد اما قبل از شلیک گلولهی نهایی، مورد اصابت گلولهی کالیبر تانک دشمن قرار گرفت و با پیکری خون آلود، بر زمین افتاد به نقل از همرزمانش حتی آخرین لحظات با آخرین موشکی که در اختیار داشت ششمین تانک دیگر را نیز شکار کرد. پیکر نیمه جان او درحالی که دچار مصدومیت و جراحات شدید شده بود را جهت درمان و مداوا به اصفهان اعزام کردند.

و سرانجام در تاریخ14/9/60 کبوتر روحش  از قفس تن آزاد شد و به خیل یاران شهیدش پیوست و در قبرستان نورآباد ایذه به خاک سپرده شد وروح ملکوتی اش برای همیشه آرام گرفت.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی