دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۴۲ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید سیروس کاوسی

شهید سیروس کاوسی

 در زمستان سال 1341 در آبادان متولد شد و با آمدن خود، کانون خانواده را گرمای خاصی بخشید.

 دوران کودکی را در دامان مادری سیده و پدری مهربان رشد کرد. والدینش نمیدانستند، وقتی امامخمینی(ره) به آن مأمور ساواک میفرمود: «سربازان من در گهواره هستند»، سیروس یکی از همان سربازان امام(ره) و مدافعان وطن خواهد بود.

دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهر آبادان گذراند، در کارها و تحصیل، فردی کوشا و نسبت به خانواده و جامعه، نوجوانی مودب و مهربان بود. در برابر سختی ها متین و بردبار بود، در کارهای خرید مایحتاج خانه به مادر خود کمک می کرد و همیشه مطیع و فرمانبردار پدر بود. تعطیلات تابستان را کار می کرد، دوست داشت لوازم مدرسه اش را خودش تهیه کند.

اوقات فراغت به کلاس زبان خارجه میرفت نماز و قرآن را از سیدی که در همسایگیشان بود آموزش دید. در تحولات سالهای 57-56 که جریان انقلاب سرعت بیشتری به خود گرفته بود همانند دیگر انقلابیون به توزیع اعلامیه های امام (ره) درآبادان می پرداخت و در سال 57 با همکاری چند تن از دوستانش نمایشگاه کتابی بر پا کرد.

 زمانی که حرکت های انقلابی به صورت راهپیمایی علنی تر میشد، با شرکت در راهپیماییها شور و نشاط خاصی پیدا کرده بود. دیگر سرباز درون گهواره شانزده ساله شده بود. یکی از تسخیرکنندگان ساختمان ساواک و شهربانی آبادان بود و اولین کسی بود که دیوار ساختمان ساواک بالا رفت و به دنبال او دیگر مردم، ساختمان را در اختیار گرفتند. با پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت کمیته 48 در محله بریم آبادان درآمد و به فعالیتهای خود همچنان ادامه میداد. وظیفهی این کمیته شناسایی سلطنت طلب ها  و منافقینی بود که در آن سال ها خراب کاری و حرکت هایی بر ضد مردم و انقلاب انجام می دادند.

 با شروع جنگ تحمیلی در شهریور 59 سیروس به جرگه  مدافعان شهر پیوست و از آبادان به خرمشهر رفت تا از وطن خود دفاع کند. بارها  خانوادهاش از وی خواستند که آبادان را ترک کند، اما سیروس نمیتوانست خاک وطنش را در دست دشمن ببیند و آسایش را برای خود بخواهد.

هنگامی که خرمشهر سقوط کرد و آبادان توسط دشمن محاصره شد در 24/8/1359سیروس مفقود شد، خبرهایی مبنی بر اینکه سیروس اسیر شده به گوش می رسید، اما پی گیری هایی پدر و مادر دلشکسته اش بی نتیجه بود و اسم سیروس در لیست اسیران نبود. پدر همچنان چشم انتظار به دیار باقی شتافت مادرش نیز هم چنان چشم انتظار بود تا اینکه در سال 1383با اعلام شهادت سیروس، نام او در فهرست شهدای جاویدالاثر قرار گرفت.

 هم اکنون سنگ یادبودی بنام این فرزند رشید اسلام در قطعه ی شهدای شهرستان ایذه به یادگار مانده است.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی