جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید حبیب الله داودی

شهید حبیب الله داودی

 در سال 1340 در روستای کولفرح از توابع شهرستان ایذه چشم به جهان گشود.

 هنوز سه سال بیشتر نداشت که پدر خود را از دست دادند و در سن هفت سالگی شروع به درس خواندن نمودند و تحصیلات خود را تا سال دوم راهنمایی ادامه داد، اما به علت مشکلات و وضعیت بد اقتصادی خانواده، از ادامه تحصیل بازماند و برای امرار معاش خود و خانواده به کار کشاورزی، دامداری و گاهی کار ساختمانی می پرداخت.

حبیب الله علاقه زیادی به اسلام و قرآن داشتند و ذکر نام همیشه "یا الله" بر زبانش جاری بود و به اهل بیت و ائمه اطهار(ع) ارادت بسیار داشتند. در برپایی مراسم عزاداری ابا عبدالله(ع) شرکت فعال داشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که خود را بهتر شناخته بود این علاقه بیشتر افزایش یافت و در کلیه مناسبتهای مذهبی، راهپیماییها و نماز جماعات شرکت میکردند.

در سال 1362 ازدواج نمود که ثمره این ازدواج دو فرزند است. در سال 1365 جهت انجام خدمت مقدس سربازی، خود را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان ایذه معرفی نمود و از آنجا همکاری خود را برای حفظ اسلام و انقلاب بیشتر نمودند.

این بزرگوار در دوران حیات خود دوستان زیادی داشت که می توان به امیرعلی حاتمی، شاهحسین داودی، طهمورث داودی و همرزم او، معصومعلی اسدی اشاره نمود.

ایشان به عنوان نیروی رزمی به صورت وظیفه در لشکر 7 ولی عصر (عج) استان خوزستان اعزام و در گردان حضرت رسول(ص) شهرستان ایذه در جبهههای حق علیه باطل به مدت 15 ماه حضوری فعال داشت.

سرانجام در حین انجام وظیفه با اصابت ترکش خمپاره در روز 7/7/66 در منطقهی ماووت در کردستان عراق به درجهی رفیع شهادت نائل گردید.

پیکر مطهرشان در روستای کولفرح به خاک سپرده شد تا زیارتگاه عاشقان ولایت و شهادت باشد.

وصیت نامه ی شهید حبیب الله داودی

« و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتاً بل احیاء لکن لا تشعرون » (سوره بقره آیه  154 )

(به آنهایی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید، بلکه زندگانند ولی شما درک نمیکنید)

چون به وصیت امر شده است لذا چند کلمهای به عنوان چیزی که از این دنیا میگذارم برای امت مسلمان می نویسم.

براداران و خواهران انسان باید روزی این دنیا را ترک و به دنیای دیگری برود بهتر است که انسان واقعیتها را خوب بفهمد و به آنها عمل نماید. ما تا قبل از انقلاب هیچ چیز نمی دانستیم و کسی نبود که مسائل را به ما بگوید فقط ما اسماً مسلمان بودیم ،ولی هیچ چیز از اسلام نمیدانستیم ولی الآن اسلام را شناخته ایم.

مرحلهی عمل هم فرا رسیده است. بعد از پیروزی انقلاب کلیه کشورهای جهان خصوصاً سردمداران کفر به این نتیجه رسیدند که انقلاب ما را به شکست بکشانند و هزاران توطئه و نقشه کشیدند، ولی نتوانستند تا اینکه صدام این دیوانه تاریخ را برای جنگ با ایران و شکست انقلاب ما مسلح کردند و به کشور ما حمله کردند و چندین شهر ما را نیز گرفت و هیچکس نبود که به کمک ملت مظلوم ما بیاید و یا هیچ قانونی نبود که تجاوز عراق را محکوم کند و سازمان ملل نیز به خواب غفلت فرورفته بود، ولی بعد از مدتی فرزندان اسلام به پا خواستند و به پیروی از خط سرخ امام حسین(ع) که برای آنها به یادگار مانده بود حرکت کردند و شعار "هیهات منالذله" حسینی را سردادند و بر کافران یورش بردند و آنها را از مملکت اسلامیمان بیرون کردند و تعداد زیادی از بهترین فرزندان این کشور به خاطر حفظ اسلام و انقلاب اسلامی شهید و یا معلول و یا اسیر و مفقود شدند. لذا برادارن با رفتن آنها مسئولیت شماها زیاد شده است.

آنها جانشان را که بهترین چیزشان بود دادند و اسلام را یاری کردند شما راه آنها را ادامه بدهید و جبههها را نیز پرکنید و بدانید که خدا ناظر بر اعمال شما می باشد. مادر مهربانم در چنین موقعیتی، فرزندت را بزرگ کردی و او را هدیه به خداوند متعال کردی. مادر عزیز احساس نکنی که فرزند تو مرده است، بلکه فرزند تو زنده است و همردیف یاران حسین(ع) قرار گرفته است.

برادر عزیزم پسرم را به دست شما می سپارم. جان شما و جان پسرم. برادر عزیزم: هیچ برای من ناراحت نباش آدم باید بمیرد چرا که در راه حق کشته شدم و به پسرم بگویید که پدر شما در راه اسلام شهید شد. شما باید در راه اسلام باشید. از همسر مهربانم می خواهم که هیچ گونه نگرانی برایم نداشته باشد و هر چه ناراحتی از دست من دیدی مرا ببخشید و از برادران و خواهران، عموها و دائی ها و فامیلها و بستگان و همسایگان خداحافظی میکنم و هر چه ناراحتی از دست من دیدید، ببخشید.

 از خانوادهی عزیزم میخواهم که هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید و از برادران میخواهم که در راه اسلام  و خط رهبر انقلاب اسلامی باشید و هیچ ناراحتی در راه اسلام نداشته باشید. 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی